آوای شعر من

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۳/۰۶/۰۸
    .
آخرین نظرات

۵ مطلب با موضوع «مقالات و مطالب» ثبت شده است

هر گاه سخن از شعر به میان می آید بی تردید نامِ بارانگرد در نظر دوستداران و علاقمندان به شعر تداعی می شود. روستایِ بارانگرد یکی از روستاهای شهرستان باغملک خوزستان است که در 25 کیلومتری مرکز این شهرستان واقع شده ، روستایی زیبا با طبیعتی جالب و دل انگیز ، با آب و هوای بسیار مطبوع ، با زمستانی سرد ، بهاری رنگارنگ ، تابستانی سرسبز و پائیزی زرد و طلایی با فضایی کاملاً معنوی و شاعرانه. مردُمش عموماً بختیاری هستند.در همین راستا وقتی از بارانگرد نامی به میان می آید آن را به نامِ دیارِ شعر و ادب می شناسند و نامِ برادران جمشیدیان: نویسندگان و شاعران معاصر ایران در ذهنِ همگان تازه می گردد.

سلطانمراد و داوود جمشیدیان از شاعران معاصر کشور در این روستا بدنیا آمده اند روستایی که مهد شعر و ادب نام گرفته ، دیاریست که این دو شاعرِ هنرمند را به جامعه شعر و ادب کشور معرفی نموده است.

برادرانِ جمشیدیان هم اکنون با هنر نمایی در عرصة شعر  زیباترین ، رساترین و پرشور ترین نغمه های شعر کلاسیکِ فارسی و محلیِ بختیاری را خلق کرده ، سروده و به سمع و نظر شیفتگان و عاشقانِ شعر رسانده اند.

آوایِ شعرِ برادران جمشیدیان در گوشِ زمان طنین انداز است ، همین امر سبب شده تا بارانگرد را در استان خوزستان بعنوان دیارِ استعدادهای ادبی بشناسند.

با آرزویِ توفیق روز افزون برای این دو نویسنده و شاعر معاصر کشورمان قلم هایشان روان و اندیشه هایشان سبز باد.

تیر ماه 1393 آوای شعر من: رسانه ادبی متخصصان و اهلِ قلم.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۰۶
داوود جمشیدیان

در گذر از تاریخ شعر محلی بختیاری

یادی از نغمه سرا و پدر شعر بختیاری زنده یاد سید حیدر موسوی که پس از سالها خاموشی اش هنوز هم پژواک آوای شعرش در گوش عاشقان و شیفتگان شعر محلی بختیاری طنین انداز است.

اگر به قلعه تُل سفر کرده باشید شاید نام زیبای مال آقا نیز معرف حضور کسانی باشد که روزی برای تفریح و تفرج پا به این روستای توریستی و سیاحتی بسیار زیبا گذاشته اند ، مال آقا یکی از روستاهای شهرستان باغملک استان خوزستان است که در 25 کیلومتری مرکز شهرستان قرار دارد. این روستا با طبیعتی زیبا و دلنشین پای گردشگران و رهگذران زیادی را به دیار خود باز کرده است.

سرزمینی سرسبز و خوش آب و هوا با جاذبه های طبیعی و گردشگری که به عروس طبیعت خوزستان معروف است و سرزمین چهار فصل است.

زمستانی سرد و در مواقعی برفی ، بهاری زیبا و پرشکوفه ، تابستانی پر میوه ، و پاییزی یکپارچه طلایی با کوههایی استوار و با صلابت که در مجاورت کوه مُنگّشت و قارون پر برف چون نگینی در قلب استان خوزستان می درخشد. مردمانی مهربان دارد و خاکش شهیدان پر افتخار و سربلندی را در دل خود جای داده است. در روزگاری نه چندان دور پیرمردی در این روستا زندگی می کرد. که پدر و شناسنامه شعر بختیاری بوده و بدون هیچ ادعا و توقعی با استعداد و خلاقیتی ذاتی ، سرشار و خدادادی با این که تحصیلات مطرحی نداشته براساس طبع ذاتی هنری و ادبی شاعرانه اش شعر را کاملا می شناخت و طبع شعرش با عروض ، وزن ، قافیه و ردیف عجین شده بود.

در سرودن شعر محلی بختیاری استادی به تمام عیار بود. زیباترین جلوه ها و آفرینش های ادبی شعر بختیاری را خلق می کرد و در شاهنامه خوانی نیز تبحر و تخصص فوق العاده ای داشت. آوای دلنشین شاهنامه خوانی اش شیفتگان شعر حماسی را به وجد می آورد. و در سرودن شعر محلی بختیاری بیش از توان خود ظاهر می شد.

هنوز که هنوز است صدای پر احساس شعر او در گوش زمان پیچیده است و نام او در خاطر همگان زنده مانده است.

در عصری که او شعر می گفت من کودکی بیش نبودم و هنرنمای او را در عرصه شعر بختیاری به خاطر می آورم به مخاطبان خود شور و  نشاط می داد و با خلق زیباترین اشعار کهن و محلی بختیاری یاد و خاطره خود را در ذهن ادب دوستان زنده می کرد. همه او را پدر شعر بختیاری لقب داده بودند. زنده یاد سیدحیدر موسوی سرانجام پس از سالها نغمه سرایی و شاهنامه خوانی در سال 1358 دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.

روحش شاد و یادش گرامی باد. آوای شعر من بپاس تجلیل از وی و گرامی داشتن یاد و خاطرة این بزرگ مرد و شاعر بختیاری قطعه شعری را در وصف او سروده تا یادی از بزرگان شعر بختیاری شده باشد.

در نظــــــرم نقش بست نغمه و آواز تو

عاشق شعرم نمود صوتِ خوش الفاظ تو

خـــــــــاطرة نام تو شوقِ مرا تازه کـرد

در دل من زنده شد نامِ غزلســــــــــاز تو

داوود جمشیدیان

خرداد 1393 داوود جمشیدیان

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۳ ، ۰۸:۴۲
داوود جمشیدیان

در گذر از زمان و در خاطراتِ زندگیِ من رویایی به حقیقت پیوست که این حقیقت قصه زندگیِ من است. قصه زندگیِ کودکی که عاشقِ نوشتن بود و همیشه رویایِ نوشتن را در ذهن کودکانه خویش تخیل می کرد. آرزویش این بود که روزی یک نویسنده بزرگ شود. نویسنده ای که فقط به عشقِ مردمش بنویسد. با شعرِ کودکانه ای کودکان را شاد ، با غزلی جوانان را تحرک و نشاط و با مقاله و مطلبی مردم را سیراب و امیدوار کند. این داستان واقعی است و به هیچ وجه تخیلی نمی باشد. آنچه را که به خاطر می آورم این است که به یاد دارم  کودکی دَه ساله بودم و همیشه عشقِ نوشتن را در ذهنِ کودکانه ام تصور می کردم. مادرم نقطه قوّت قلب و سنگِ صبور من بود.

به مادرم می گفتم مادر خیلی دوست دارم که روزی یک نویسنده بزرگ شوم و مادرم مهربانانه و با لهجه شیرینِ بختیاری به من می گفت: دا امیدِت وِ خدا بو وِ خدا توکل کن. هر چی که وِش بِخوای وِت ایده خدا الرحمه الراحمینه. اینگونه امیدواریها به من اعتماد به نفس بیشتری می داد و امید و باور را در خیالِ کودکانه ام زنده می کردم.

و این امید در من روز به روز پر رنگ تر  می شد و رویای کودکانه من و عشقِ به نوشتن در من شکوفاتر می شد. شبها با خیالِ نوشتن به خواب می رفتم و صبح ها به امید روزهای بهتر از خواب بیدار می شدم. زمان سپری می شد و گذشتِ زمان هر روز مرا برای رسیدن به آرزویم نزدیکتر می کرد. سرانجام در سال 1364 رویایِ چندین ساله من به حقیقت پیوست ، من اولین جوانه های عشقِ به نوشتن و شعر را در ذهنِ نوجوانی خود به درختِ انگیزه خواستن و توانستن احساس کردم و شوقِ نوشتن در من شکوفا شد ، رویایِ کودکانه ام به حقیقتی بزرگ پیوست و برای اولین بار با ذهنِ کودکانه ام اینگونه نوشتم:

دا تو عشقِ مونی وُ عشق یعنی دا

یعنی: مادر تو عشقِ منی و عشق یعنی مادر

و این جملات سرآغازی شد برای رسیدن من به هنر نویسندگی.

خرداد 1393- داوود جمشیدیان

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۳ ، ۰۹:۳۲
داوود جمشیدیان

در گذر از تاریخ شب شعر ایران

در یکی از شب های تابستان سال 1366

مکان: استان مازندران ، شهرستان رامسر سالن آمفی تئاتر رامسر محل برگزاری مرحله نهایی دومین دوره مسابقات شعر و قصه دانش آموزان سراسر کشور شبی که سالن آمفی تئاتر رامسر با جمعیتی بالغ بر 3000 نفر میزبان زبده ترین نوابغ شعر دانش آموزان سراسر کشور است و هنر نمایی نوجوانی از دیار بختیاری و از یکی از روستاهای محروم شهرستان ایذه استان خوزستان و با خواندن غزل وصل نگار حاضرین در سالن را به وجد می آورد.

هنوز پاسی از شب نگذشته بود که سالن آمفی تئاتر رامسر میزبان زبده ترین نوابغ شعر دانش آموزان سراسر کشور است و شاعران نوجوان برای اجرای برنامه های هنری خود به این سالن آمده اند. همه چیز محیای برگزاری این رویداد مهم است.

چهار دوربین فیلم برداری بزرگ برای پوشش تصویری این رویداد مهم و بزرگ هنری در جایگاه مستقر می شود. استادان ، داوران و شاعران معاصر و نامی کشور برای قضاوت و اعلام نظر وارد سالن می شوند. فضای سبز و آبشارها در محل برگزاری مسابقات زیبایی و جلوه خاصی به سالن می دهد و فضای آن را کاملاً معنوی و عرفانی نموده است. مجری برنامه کودک و نوجوان شبکه اول صدا و سیمای جمهوری اسلامی در محل استقرار خود حاضر می شود.

با اعلام بلندگوی سالن منتخبین شعر کشور برای اجرای برنامه و هنرنمایی بروی صحنه می آیند و با اجرای برنامه دو شاعر نوجوان نوبت به نفر برتر و منتخب استان خوزستان می رسد. سکوتی محض و مطلق بر فضای سالن حکمفرما می شود. نوجوانی روستایی از شهرستان ایذه دیار بختیاریهای هنرمند ، سرافراز و سربلند در جایگاه مستقر و برای اجرای برنامه خود آماده می شود. حضورش جلوه خاصی به فضای سالن می دهد و شروع به خواندن شعرش می کند و با خواندن هر بیت از غزلش حس عجیبی به حاضرین و رقیبان خود ، عوامل ضبط تلویزیونی برنامه و استادان ، شاعران بزرگ و نامی کشور و داوران دست می دهد. اجرای برنامه وی به پایان می رسد و داوود جمشیدیان اوج هنر و طبع شعرش را به رخ همگان می کشد و تمامی معادلات رقیبان را برهم می زند.

در پایان برنامه ها  غزل (وصل نگار) وی به عنوان بهترین ، پر محتوا ترین و زیباترین شعر مسابقات به جامعه شعر و ادب کشور معرفی می شود و شاهکار ادبی خود را در تاریخ شعر ایران به ثبت می رساند. اجرای برنامه هنری وی ضبط و دوبار از برنامه کودک و نوجوان شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می گردد. و این اتفاق مهم در تاریخ ادبیات ایران برای همیشه به ثبت می رسد.


خرداد 1393 داوود جمشیدیان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۳ ، ۰۹:۳۰
داوود جمشیدیان

در پهندشتِ این دیارِ پر افتخار و در مجاورتِ کوههای پوشیده از برفِ سلسله جبالِ زاگرس، در آنجایی که مردانی باصلابت و زنانی بانجابت ، با استعانت از فرهنگ و آدابی کُهن در سرزمینی سراسر حماسی که نشانگرِاصالتِ دیرینه فرهنگیِ شیفتگانِ این خطهٔ همیشه جاوید است و از دیرباز در برابر تهاجمِ فرهنگیِ بیگانگان مَصون مانده است و این میراثِ کُهن را از نیاکانِ خویش به ارث برده‌اند مردمانی زندگی می‌کنند که به ایلِ بختیاری معروفند.

در راستایِ اشاعهٔ فرهنگِ این مرز و بوم و در میانِ این قومِ سربلند و سرافراز هُنر و ادبیات از دیرباز به عنوانِ دو واژهٔ سمبُلیک موردِ توجه خاص و عام بوده و هُنرمندان این وادی که به حق وارثان بر حق فرهنگِ اصیلِ بختیاری بوده و هستند هر کدام به بهانه‌ها و عناوینِ مختلف پا به عرصه و میدان هُنر گذاشتند.

دیرگاهیست که هر هُنرمندی به نوبه خود و با ارائهٔ آفرینشهای ادبی هر آنچه را که در توان داشته و دارد تقدیمِ طالبان و شیفتگانِ هُنر نموده و می‌نماید. در میان انبوهِ این هُنرمندان متعهد ، شاعران و ونویسندگان نیز بنا بر طبعِ ذاتی و رسالتِ خطیرِ خویش همپای دیگر هُنرمندان با ارائه آفرینش‌هایِ ادبی ، رساترین نغمه‌های پرشور این دیار را خلق کرده، سروده و به سَمع و نظرِ تِشنگانِ شعر و ادب رسانده‌اند.

 در میانِ بِلادی که مردمانِ اصیلِ بختیاری در آنجا ساکنند نام ایذه نیز آشنا و مُعَرفِ حضورِ تمامیِ کسانی است که قومِ بختیاری را به رسمیت شناخته‌اند. در زمینه هُنر و ادبیات  چندانکه از شواهد بر می‌آید ، هستند هُنرمندانی که به دلایلِ مختلف ،گمنام مانده‌اند  و  هم اکنون به فعالیتهای مُستمر در زمینه‌های هُنری ، مُتواضِعانه ، مُخلصانه و بدون هیچ ادعایی در جهت اِعتلای فرهنگِ این مرز و بوم ، در این  شهر هنرنمایی می‌کنند .

 

       با آرزویِ توفیق روز افزون برایِ تمامیِ این هُنرمندانِ گرامی .

 

 

                                                              شاعرِ مُعاصر : داوودِ جمشیدیان

                                                                             بهار ۱۳۶۶

         

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۲ ، ۱۷:۳۹
داوود جمشیدیان