آوای شعر من

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۶/۰۸
    .
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۳/۰۶/۰۸
    .
آخرین نظرات

۲۲ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است



۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۳ ، ۲۰:۳۱
داوود جمشیدیان

با نگــــــاهِ تو سکوتِ من شکست


روی مــاهت در دلِ من نقش بست


عشق من با نامِ تو اُلفت گــــــرفت


عاشقت شد جز به عشقت دل نسبت


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۳ ، ۰۹:۴۹
داوود جمشیدیان

با نگاهت عشقِ من آغاز شد


با تَبسُم لحظه ها دَمســـاز شد


بوسه هایت اوجِ عشقِ ما شدند


اشکهایت در دلم غَمســــاز شد


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۳ ، ۰۹:۴۸
داوود جمشیدیان

بُورَنیم تی دودَر گُلــــــــــــی بچینُم

مو ایخوام زیرِ می نـــــــاشهِ هی بِوینُم

وقتی که سیل ایکُنُم زیر بالِ می نــــاش

دو گُلی سوز کِردهِ که ، چی شون نَدیدُم


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۴
داوود جمشیدیان

مرا به بزمِ نگاهت

فراخوان،

بگذار تا

زیباترینِ رنگ ها را

در رنگین کمانِ چشمانت

پیدا کنم،

به ضیافت شَبِ یلداییِ تو

آمده ام،

ولی افسوس که

از شرابِ غروبِ دلتنگی ،

چیزی نمانده،

که با هم سرکشیم


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۳
داوود جمشیدیان

بیقرار و مهــربانی عشقِ من


در دلم آرامِ جانی عشقِ من


نام تو افتاده در عُمقِ دلــــم


در نگاهم بیکـــرانی عشقِ من


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۱۹
داوود جمشیدیان

هر گاه سخن از شعر به میان می آید بی تردید نامِ بارانگرد در نظر دوستداران و علاقمندان به شعر تداعی می شود. روستایِ بارانگرد یکی از روستاهای شهرستان باغملک خوزستان است که در 25 کیلومتری مرکز این شهرستان واقع شده ، روستایی زیبا با طبیعتی جالب و دل انگیز ، با آب و هوای بسیار مطبوع ، با زمستانی سرد ، بهاری رنگارنگ ، تابستانی سرسبز و پائیزی زرد و طلایی با فضایی کاملاً معنوی و شاعرانه. مردُمش عموماً بختیاری هستند.در همین راستا وقتی از بارانگرد نامی به میان می آید آن را به نامِ دیارِ شعر و ادب می شناسند و نامِ برادران جمشیدیان: نویسندگان و شاعران معاصر ایران در ذهنِ همگان تازه می گردد.

سلطانمراد و داوود جمشیدیان از شاعران معاصر کشور در این روستا بدنیا آمده اند روستایی که مهد شعر و ادب نام گرفته ، دیاریست که این دو شاعرِ هنرمند را به جامعه شعر و ادب کشور معرفی نموده است.

برادرانِ جمشیدیان هم اکنون با هنر نمایی در عرصة شعر  زیباترین ، رساترین و پرشور ترین نغمه های شعر کلاسیکِ فارسی و محلیِ بختیاری را خلق کرده ، سروده و به سمع و نظر شیفتگان و عاشقانِ شعر رسانده اند.

آوایِ شعرِ برادران جمشیدیان در گوشِ زمان طنین انداز است ، همین امر سبب شده تا بارانگرد را در استان خوزستان بعنوان دیارِ استعدادهای ادبی بشناسند.

با آرزویِ توفیق روز افزون برای این دو نویسنده و شاعر معاصر کشورمان قلم هایشان روان و اندیشه هایشان سبز باد.

تیر ماه 1393 آوای شعر من: رسانه ادبی متخصصان و اهلِ قلم.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۰۶
داوود جمشیدیان

 

 

در غبارِ تنهاییم

بدنبال تو می گردم

آخر این مرز بیقراری کجاست؟

تنها سکوت با من ،

در این سراب همراه است.

انتظارت ،

مرا آزار می دهد

و مدام از خود می پُرسم که

تا کی؟ باید در این غبارِ تنهایی

با دلی مَحزون

بدنبالت بگردم

مرا دیگر توانِ رفتن نیست

خسته ام از این عشقِ بی حاصل

کاش هرگز عاشق نمی شدم

 

تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۰۵
داوود جمشیدیان


نازنین دلبر من ، دخترِ رویـــــایِ من است

قصة عشقِ منو ، مونسِ غم هـــایِ من است

با حضورش زده خیمه به نگـــــاهِ شبِ من

شب نشینِ شبِ من در شبِ تنهایِ من است

خیره گشتم به نگـــاهش به شگفت آمده ام

که چرا مات شده محوِ تماشــــــایِ من است

آتشِ عشقش زده شعله به اعمـــــــــاقِ دلم

بی سبب نیست که او عشقِ شکیبایِ من است

نیست در خاطــــــــــر من جز به نگاهِ رُخ او

در گلستــــــانِ جهان آن گُلِ زیبایِ من است

خیمه زد در دلـــــــم و جای گرفت در نظرم

همچو آیینة پاکـــــــیست که پیدایِ من است

در خیالم همه دم نقشِ رُخش جلوه گـر است

بــــــاورم گشت که او دیده و دنیایِ من است


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۰۳
داوود جمشیدیان

بیاد بزرگ مرد و اسطورۀ موسیقی اصیل بختیاری زنده یاد مسعود بختیاری که پژواکِ آوایِ دلنشینش تا ابد در گوشِ زمان طنین انداز است.



رَهدی و وا رَهدَنِت تش وَس وِجونُم

مَندُمهِ خومهِ و تِک ای مِهرَوُنُـــــــم

دی نیا بَنگ و صِدات وِ بختیـــــاری

چی صِدات نیدُم ومینِ هَـــــر زمونُم

کوگِ تـــارازت دیه سی کَس نیخونهِ

روزگـــــــــــار وِ رَهدَنِت دادِ تَکونُم

تَش نهــــــادی وِ دِلُم وقتی که رَهدی

خوترین آســـــــــارِ رَ وِ آسِمونُــــــم

داغِ تو مِنِ دِلُم غوغـــــــا وِ پا کِــــــرد

مو دیه واکَــــــس نیگوم ، ای هم زَوُنُم

رهدی وبَنگِت دیه نیـــــاوِ گوشُـــــــم

مَندُم دی چه گـــــوش بِدُم ، وُلا نَدونُم

روزگار تونهِ گِـــــــــرِ وِ ایل جُدا کِرد

روحِت شـــاد ، یادت وِخیر ، دَردِت وِجونُم


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۹:۰۰
داوود جمشیدیان


عظیم و سربلندی بختیــاری

حدیثِ پُر ثمندی بختیــاری

پُر از گلواژه هـای عشقِ نـابی

چونابی ، بی درنگی بختیـاری

سرای لاله هــــــای واژگونی

به زیبایی قشنگی بختیـــــاری

به میدانِ نبرد درگــــــاهِ حمله

نماد تیپ و هَنگی بختیـــــاری

به گاه رزم با خصمِ ستمگـــــر

دل از رَزمَت نَکَنــــدی بختیاری

نشان از اُستواری داری هـــر دَم

تفنگِ پُر فِشنگی بختیـــــــاری

دیارت مَهدِ مـردانِ دلیــــر است

به تاختن ، چون سَمَندی بختیاری

شجاع و بیکرانی از شهـــــــامت

به غُرِش چون پلنگی بختیـــاری

ببالد رهبرِ فــــــــــــــرزانه از تو

که دائـــــــم مردِ جنگی بختیاری


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۸:۵۳
داوود جمشیدیان


آرزویی بزرگ دارم ،

به بزرگی وسعتِ زمین

و به بزرگیِ تمامیِ لحظاتِ زمان ،

اگر به آن برسم

تمامیِ دنیا را

در دستانِ خود می بینم ،

آرزویم این است که:

زیباترین شاخه گُلِ دنیا را

به دستِ کودکی بدهم

که تنهایی سراسرِ وجودش را

تسخیر کرده ،

می خواهم

با زیباترین گلِ دنیا

تبسُم را

در نگاهِ معصومش

و بر لبانِ نازُک و مهربانش بیابم ،

و با تبسُمِ کودکانه اش

به آرزویِ بزرگم

دست یابم .



تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۸:۴۹
داوود جمشیدیان


در بیکرانۀ عشق

به دنبالِ تو می گردم ،

اما نشانی از تو نمی یابم ،

در سراب آرزوها گم شده ام ،

نگُذار که

تلاطُم موجهای بیقراری

زورقِ تنهایی ام را

درهم شکند ،

و در گرداب عشقت

سرگردانم کند.

من از انتظار بیزارم ،

تا کی باید در غُبارِ

انتظار بدنبالت

بگردم ،

بی تابی مرا اسیر خود کرده

مرا تحملی نیست ،

آخر،

این مرزِ بیقراری

کجاست؟

که من هر چه می روم

به آن نمی رسم.


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۳۰
داوود جمشیدیان


در کویرِ تشنگی هـــا سوختم

آتشی بر جان خود افروختــم

تشنه بودم لیک با یـــادِ تو من

چشم بر راه تو من می دوختم


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۹
داوود جمشیدیان


شو و روزُم اُویده بیقــــراری

پَه کی دیهِ ایایی وا دیـــــاری

زنی تش وِ دِلُم وا شِلکِ ماهت

هَمَش عشقِ مِنِ ویرُم ایــــــاری


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۸
داوود جمشیدیان


وِشـــــــوقِ دیدنت شوخو نَدارُم

دو بُرگِت کِردهِ مَستُم ، مو خُمارُم

نَدونُم سی چه هی ویرُم ایــــــایی

چه ایخوای؟ از دلِ تنگِ خـــــراوُم


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۸
داوود جمشیدیان


زِمستون بی قراری سیم ایـاره

گُلِ حِسرت مِنِ با غُم ایکــاره

پَه تا کی مِن غُوار هی وابِمَهنُم

نَدونُم کی بهارِن سیم ایـــــاره


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۷
داوود جمشیدیان


دِلُــم تَنگِ بیو طاقت نَدارِ

وِشوقِ دیدنت هی بیقـــرارِ

خیالِت کِرده مَندیزُم همیشه

گِریُوم ، تَیلُــــــــــم اُورِ بُهارِ


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۶
داوود جمشیدیان


بار دیگر دل هوایت کرده است

با نوای خود صدایت کرده است

زنده می گــــــردد دلم با عشقِ تو

یادی از کوی و دیـارت کرده است


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۵
داوود جمشیدیان


بی تبسُم هـای تو بیگــــانه ام

بی نگــاهت خسته و ویرانه ام

با تو بودن قصة عشق من است

بی تو بودن عــــاشقی دیوانه ام


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۴
داوود جمشیدیان


شهیدان لاله هـــــای عشق هستند

پُر از گلـــــواژه های عشق هستند

به غیر از حق به کس دل را ندادند

همه دلداده هـــــــــای عشق هستند


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۳
داوود جمشیدیان

بهترین حسِ عاشق حسِ گذشتن از مرزِ بیقراریست


شوقیست مرا که آیم ، در قلب و خانۀ تو

همــــــــــــواره می نوازم ، با هر ترانۀ تو

بیگــــــــانه گر شوم من با مِهرِ خوبرویان

حسی به کس ندارم جـــــــــــز با بهانۀ تو

در باورِ خیـــــــــــــــــالم از خاطرم نرفته

آنگــــــــــــــاه که در خیالم آمد زمانۀ تو

در کوی دلنـــــــــــــوازان راه گُذر نباشد

ما را گُذر ندادند جــــــــــــــــز با نشانۀ تو

دیوانه وار چو مجنون افتــــــــاده ام پیِ عشق

تا لیلی ام بیــــــــــــــــــــــــابم در آشیانۀ تو

از مرزِ بیقـــــــــــــــراری با خونِ دل گذشتم

آرامشی گــــــــــــــــــــــرفتم در بیکـرانۀ تو


تیر ماه 1393 داوود جمشیدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۱
داوود جمشیدیان