آوای شعر من

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۳/۰۶/۰۸
    .
آخرین نظرات

می خواهم بنویسم

شنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۳۱ ق.ظ

 نگـذارید که فراموش شوم


در نگــاهِ همه خاموش شوم


بگذارید که در اندیشة خود


بنویسم که هم آغوش شدم


خرداد 1393 داوود جمشیدیان

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۱۰
داوود جمشیدیان

نظرات  (۵)

۰۹ دی ۹۵ ، ۰۱:۱۴ فرشید گرشاسب
شب های خسته ی من سلام
سکوت و قلم و کاغذ من سلام
آمده ام برای همیشه بنویسم،
که شاید دیگر ننویسم..
دربه در نشریه، در خیابانهای این سرزمین غمگین،
حال که به نشر رسید، 
باید سفر کرد . وقت غروب است،
می گویند کلا اشتباه آمده ام.
پناهی جان، مثل یک راز تنها شدنت را نفهمیدم
ولی صبر که تمام شد، سکوتت را فهمیدم
خداحافظ شب های من،
نام داستانی جدید است
گویند بعد از مرگ زندگی دوباره ای هست
شاید باز دیدمت، پناهی جان
فرشید گرشاسب

۰۹ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۶ فرشید گرشاسب
افسانه ها بسیارند
یکی را دزد برد، 
یکی هم، راز شد،
من و تو همان رازی هستیم
که تا به ابد سر بسته ایم،
در قلب یخی به خواب رفته ایم،
کمی گیجم آری چیزی هم گم کرده ایم،
دفتری ز خاطره
در دست دخترک بازی گوش
بر بادبادکی ز هوس 
لیوانی آب خورده
آری یادش را هم باد برده
فقط خوب ها می میرند، 
چـــــون عشــــق
چون فرهاد را عشق عبث شیرین، خاک کرده
شیرین در بستر خسرو خواب ها کرده
عشق امروز بازیچه کوچه و خیابان است
در قالب بوسه ای سرد خیابانی، 
یا همخواب، در خفا در منزل پدری، 
آری عشق یک سراب است..
عشق امروز خاک شده، به قیمت مــن و تــو
آری افسانه ها بسیارند،،

فرشید گرشاسب
۰۹ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۷ فرشید گرشاسب
افسانه ها بسیارند
یکی را دزد برد، 
یکی هم، راز شد،
من و تو همان رازی هستیم
که تا به ابد سر بسته ایم،
در قلب یخی به خواب رفته ایم،
کمی گیجم آری چیزی هم گم کرده ایم،
دفتری ز خاطره
در دست دخترک بازی گوش
بر بادبادکی ز هوس 
لیوانی آب خورده
آری یادش را هم باد برده
فقط خوب ها می میرند، 
چـــــون عشــــق
چون فرهاد را عشق عبث شیرین، خاک کرده
شیرین در بستر خسرو خواب ها کرده
عشق امروز بازیچه کوچه و خیابان است
در قالب بوسه ای سرد خیابانی، 
یا همخواب، در خفا در منزل پدری، 
آری عشق یک سراب است..
عشق امروز خاک شده، به قیمت مــن و تــو
آری افسانه ها بسیارند،،

فرشید گرشاسب
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۷:۰۱ فرشید گرشاسب
خستگی را روز به شب ورق میزنم
شب در خیال تنهای ، 
به تو سفر میکنم
چشمانت هنوز یادم هست
ولی فراموشی با من سر جنگ دارد
تو ، 
ای فاصله نزدیکتر از ضربان قلب من
ای کاش هیچ وقت ندیده بودمت
شهر و کشور ، 
کوچک و تنگ شده است
خیال باور تو سرد شده است
فصل سفر لحظه به لحظه نزدیک است
سفری دور در راه است
خستگی را روز به شب ورق میزنم
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۹:۰۲ فرشید گرشاسب
چنگ در آسمان شب میکشم
ستاره ای چیده نمی شود
حتی ستاره پاره ای
شب ، چنگ در نگاه خسته ام میکشد 
و اشک های تنهایم را میچیند
ای شب مهربانم در آغوش تو
خواب ها دیده ام
ولی افسوس ستاره ای ندیدم

فرشید گرشاسب

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">